نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

من و جدا شدن از كوی تو خدا نكند خدا هرآنچه كند از توام جدا نكند ***** داشت عاشورا به پایان میرسید بر لب اهل حرم جان میرسید داشت عاشورا به پایان میرسید بر لب اهل حرم جان میرسید بود از هر خیمه گاهی دوخته چشم بلبلها به باغی سوخته یکطرف هفتاد و یک گل چاک چاک یکطرف هم باغبان بر روی خاک یکطرف هفتاد و یک سیرابِ عشق یکطرف سرکردهی اصحاب عشق یکطرف هفتاد و یک لبتشنه مست یکطرف ساقی به زیر دِشنه مست جرعهای از جام ساقی مانده بود مِیگُساری تشنه باقی مانده بود باده نوشی کودک اما، پیر عشق خُبرهی مِی خوردن از شمشیر عشق دید ساقی هرچه دارد در سَبو عزم آن دارد که ریزد در گلو زیر خنجر اوفتاده دلبرش یک نفر با دِشنه بالای سرش ***** ببین مسیحای همه، مسافر صلیب شده عمه توروخدا نگاه بکن چقدر غریب شده منو خجالت زدهی بابای مظلومم نکن از آغوش عمو حسینم، منو محرومم نکن کاشکی بیفته به دلش خودش منو صدا کنه پیدا نمیشه یکی از این پیرمرد دفاع کنه ***** رهاش کنید یکم مؤدبانهتر صداش کنید کمتر برای غارتش تلاش کنید نگاه به حال و روز بچههاش کنید عمو حسین...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد