نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

من دلم تنگ شده برا نجف دوست دارم برم کنار پدرم هر کی دلتنگه میره سرِ مزار مادرش من میرم سرِ مزار پدرم آدم غصههاشو حس نمیکنه هرگز وقتی محضر شما مشرفه برمی گردم آخر یه روز نجف در واقع خونهی اصلیم نجفه جانم جانم به آقای نجف، به شبهای نجف بخور طعم بهشت میده خرمای نجف جانم جانم به تو شاه نجف به درگاه نجف رزقِ عالمو میدن توی سحرگاه نجف حق علی مولا... **** سر میذارم روی دیوار حرم انگاری سرم رو دامنِ شماست دَمِ احتضار یا وقتی میذارنم توی قبر دلخوشیم فقط به بودنِ شماست فرمودی فَمَن یَمُت دلم خوشه میمیریم به شوق دیدن امام میمیریم ملائک نقاله میارن ما را تا وادی السلام جانم جانم به زوّار نجف به دیدار نجف کفنم رو میخرم از توی بازار نجف جانم جانم به ایوون نجف به بارون نجف زیر و رو میکنه حال شعر و مضمون نجف حق علی مولا...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد