من کیام؟ احمد ثاراللهام ساقی لشکرم و پسر ارشد ثاراللهام خون حمزهست درون رگ من؛ نگهم هیبت جعفر دارد تیغ برّان علی در ید ثاراللهام؛ مرشد قاسمم و عزیز عبداللهام جگر دشمن خود را بدرم با نعره؛ نعرهام آب کند از همه دونان، زهره بانگ تکبیر مرا میشنوی ای پسر سعد لعین گر جگر داری، خود به میدان به مصاف من بیا تا که جاری بکنم خون تو بر روی زمین بهدم یاحیدر من، علیبنحسینبنعلیبنابیطالبم و همه مغلوبند، من غالبم و همه مقهورند، من منصورم همه مکشوفند، من مستورم نور ماه نجفم؛ نوهی ارشد شاه نجفم چون علی هستم، کابوس حرامیان منم ای قوم جفاکار! حریفتان منم نصّ بنیانٌ مرصوصم من فانی ذات خداوندم، ممسوسم من جدّ من، احمد مختار قریشینسب است پدرم حیدر کرّار، امیر عرب است مادرم فاطمه، خود خلقتتان را سبب است آب حیوان که شنیدید ز سرچشمهی من میریزد آفتاب از شب گیسوی دلاویزم میپرهیزد شیرم و هیبت احمد دارم؛ نشنیدید مگر بوی محمّد دارم فلکٌ فی فلکم؛ رشک سما تا سمکم غبطهی اهل سماواتم و جان ملکم نسب اندر نسبم، اهل رسالت هستند مرز حقّ و باطلم؛ اهل ریا رد نشود از الکم تندبادم که به میدان زنم و چالاکم گر همه اهل جفا را بکشم، بیباکم من، شرافت به همهعالم امکان دارم از کسی باک ندارم؛ دل خود در گرو خاک ندارم شوق جانان دارم؛ من به فرمودهی بابایم، ایمان دارم مرگ با عزّت بهتر ز حیات زیر بار ظلم است دست از یاری دینم نکشم تا به تنم، جان دارم جان ثاراللهام؛ توان ثاراللهام پیر این راهم اگر جوان ثاراللهام شور ثاراللهام؛ غرور ثاراللهام من گل محمّدی نشان ثاراللهام نفس زینبم و مهجهی قلب مادرم نوهی حیدر کرّارم و شبل حیدرم من، علیاکبر قهرمان ثاراللهام