نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(من و تو که هستیم یک جفتِ یکتا دو ابر و دو بارون دو رود و دو دریا)۲ (من تو که هستیم یک روح واحد ولی در دو قالب، دو جسم مجزا)۲ من و تو دو گنجیم معلوم و مستور نهانیم در فرش و از عرش پیدا (دو طرح شگفتیم در دستِ خالق)۲ دو انگیزهی محض در خلق دنیا دو لاله، دو عطر بهشتی که گشته به دامانمان چهار غنچه شکوفا منم آن که روحش دمیده به آدم تویی آنکه نورش رسیده به حوا منم زینت آسمان آفرینش تویی زینت من دنی فتدلی به شأن من و توست و یطعمون الطعام علی حبه تا اسیرا من و تو که آثارمان در دو دنیاست به حکم الهی عذابا معینا دوتا چشم خورشید پرور دو آیینه در روبهروی هم اما (تورا سنگهای مدینه شکستند مرا خرد کرده است سنگ تماشا)۲ ولی تو سراپا اگر چه شکسته شکستی غرور خیالیشان را (خودت را به سختی کمی جمع کردی)۲ به پا خواستی و زدی دل به دریا که آی این منم آینه گرچه خوردم ولی خم به ابرو نمیاورم تا نگویید مولای زهرا غریب است که من مثل کوه ایستادم سر پا قفس جای شیر خدا نیست هرگز رهایش نمایید حالا و الا کشم ذوالفقار کلام و به آهی زنم ریشه نسلتان را در اینجا تو در پای حرفت چنان مرد ماندی حمایت بودی از این مرد تنها تورا میزدند و به این قوم گفتی علی است حق و علی است مولا حورا رو میزدن علی میدید که زهرا رو میزدند چشم و میبستند هرجارو میزدند بارونه پشتِ در پره لکههای خونه پشت در فاطمه دیگه بیجونه پشت در بارونه پشت در به روضه کار ندارم، زمین کمی خیس است (خدا کند که زنی بی هوا زمین نخورد)۲ یک روز اگر زمین نخورم شب نمیشود نیرو ز دست دادهام و ناتوان شدم گیرم وضو جبیره و مقصر مغیره است بس ضربه زد به بازوی من ناتوان شدم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد