نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

من ماتَ علی حُبِّ علی ماتَ شهیدا، شهیدم کردن با غصهی دوریِ پدر تو دلِ صحرا، شهیدم کردن آخر نرسیدم به رضا، خسته و تنها، شهیدم کردن اما هر بار در و دیوار به گریه افتاد برای مادری که تو مدینه جون داد، به گریه افتاد منم میخونم، تو بخون یا زهرا کسی نبود تو کوچهها با زهرا تنهاتر از من بوده تنها زهرا یا زهرا، یا زهرا، یا زهرا... اینجا همه بودن عاشقِ امامِ هشتم، عزیزم کردن با دستهگل و رویِ خوش و عشق و تبسّم، عزیزم کردن فهمیدن که خواهرِ امامم، همهی قم، عزیزم کردن اما تو شام، سنگ و دشنام رسید به زینب چه طعنههایی که نزد یزید به زینب، رسید به زینب منم میخونم، تو بخون یا زینب سرِ برادرت رو نیها زینب بلا کشید حضرتِ عُلیا زینب حسین...
هنوز نظری ثبت نشده