نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

من سه ساله سند ظلم به آل اللهام آسمان علی و آل علی را ماهم رقیه بنت الحسین... بی سبب نیست اگر راه به دلها بردم عشق را ارثیه از حضرت زهرا بردم نوهی حیدرم و در رگ من خون علی است این بزرگی و شجاعت همه مرهون علی است رقیه بنت الحسین... من همانم که ز اشکم به فلک ولوله بود پای من بسته به زنجیر غم و سلسله بود من همانم که زدم ناله و کردم فریاد آبروی اُمَوی پیش همه رفت به باد رقیه بنت الحسین... عشق را با هنر گریه هم آویختهام شام را بر سر کفار فرو ریختهام باب حاجات شدم جود و کرم کار من است عمویم حضرت عباس نگهدار من است یادشان رفته که کاخ اموی گشته خراب یادشان رفته شکست علوی بود سراب وای اگر باز رگ حیدریام برخیزد باز شامان به یک لحظه به هم میریزد رقیه بنت الحسین... برسانید به گوش سقفیها سخنم که علمدار دفاع از حرم عمه منم عمه خود فاتح میدان عراق و شام است فکر فتح حرمش فکر خیالی خام است عمویم حضرت عباس به ما حساس است چارهی کار به دست علم عباس است شیعه تا هست کسی قصد تقابل نکند ایستادیم بگو فکر چپاول نکند پرچم گنبد عمه همهی عزت ماست نام عباس که آید سند قدرت ماست ابوفاضل ابوفاضل...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد