نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ملائک همه محو جنگیدنش نبی غرق ذوقِ است از دیدنش چه خوش گفت فردوسی پاکزاد نباشد جز از بیپدر دشمنش به سمت او برو برو، برو برو به سمت او نجف بجو بهشت را، بهشت را نجف بجو بگو علی بگو علی، علی بگو علی بگو علی بگو ولی همیشه باش دائم الوضو تو رجز مطنطنش طنین ذوالفقاره توی نبرد تن به تن، به تن زره نداره علی تهمتنه تهمتنی که دیگه حتی بنت اسد هم نمیتونه مثلش بیاره دل دل مکن دلا و دلم یک دلم نما این دل دلی به دلبر دیگر نداده است حافظ خبر نداشت جهان مِلک حیدر است از کیسهی خلیفه سمرقند داده است حیدر حیدر، حیدر حیدر... بنی آدم اعضای یک دیگرند ولی شیعیانِ علی برترند چرا که حدیث است که شیعهها اضافه گِلِ خلقت حیدرند وجب وجب طلا طلا، طلا طلا وجب وجب رطب رطب نجف نجف، نجف نجف رطب رطب ادب ادب برو حرم، برو حرم ادب ادب از این حرم تا خونهات برو عقب عقب عقب زمزمهی اذانم از ذکر علی وزینه زیر و بم مؤذن مأذنه دلنشینه عرض یه لحظه تو نجف عریضتو میگیری ارض نجف مرکز رزق و روزیِ زمینه هارونه هرکسی که علی نیست شک نکن بعد از نبی پِیِ دو سه گوساله میرود طفلی که یا علی سخن اولش شود آن طفل یک شبه رَهِ صدساله میرود حیدر حیدر، حیدر حیدر...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد