نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

مظلوم عالم علی چقدر تو این سی سال زجر کشیدم من بس که من از قنفذ طعنه شنیدم من چقدر تو این سی سال آه کشیدم من فاطممو کشتن دیر رسیدم من مونده یادم که صدای میزد علی برس به دادم زیر دست و پاها از نفس افتادم من پای عشق تو محسن و دادم خیلی بد زد دومی رسید به فاطمم لگد زد بین اون همه مغیره خیلی بد زد با این سر خونی با این دل خونم امشبو من پیش فاطمه مهمونم دارم میرم اما خیلی پریشونم به فکر فردای زینب و کلثومم با وقاحت میبرن زینب من رو به اسارت میره گوشوارهی بچههای من به غارت یه عذابه مگه جای زیبنم بزم شرابه میبینم رو نی سر طفل ربابه روی دست بچههام جای طنابه به سمت گودال از خمیه دویدم من شمر جلوتر بود دیر رسیدم من سر تو دعوا بود آه کشیدم من سر تو رو بردن دیر رسیدم من داد بی داد چقدر شلوغ شده گودی گودال
هنوز نظری ثبت نشده