نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نگاه نکن که گریه کردم خون جلو چشمامو گرفته شبیه حضرت رقیه یزید بابامو گرفته اما اینجا ایرانه، ما شمرو به دار میکشیم اینجا ایرانه، ذوالفقار میکشیم اینجا ایرانه، تار ومار میکنیم اینجا ایرانه، ببین چی کار میکنیم امیری حسینُ و نعم الامیر... ما با هم پیروزیم یا با خون یا شمشیر **** قرار بود ما فدا شیم سیدعلی فدای ما شد بالاخره بعد یه عمری مسافر کرب و بلا شد اما اینجا ایرانه، حضرت صاحب داره اینجا ایرانه، حرم مراقب داره اینجا ایرانه، رستم دستان داریم اینجا ایرانه، ما شاه خراسان داریم امیری حسینُ و نعم الامیر... ما با هم پیروزیم یا با خون یا شمشیر
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد