نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

(مرغ دل پَر میزند پیوسته سوی کربلا) ۲ (گشته ذکر صبح و شامم گفتگوی کربلا) ۲ (پیشتر از آنکه مادر شیر نوشانَد مرا) ۲ (جام اشک و خون گرفتم از سبوی کربلا) ۲ کربلا، یا کربلا ... (با وجود نهر جاریِ فرات و علقمه)۲ خون ثارالله شد آب وضوی کربلا اشک چشم زینب و خون حسینِ ابنِ علی (گشته تا صبح قیامت آبروی کربلا)۲ گه کِشَد در قتلگه، گاهی به سوی علقمه گه بَرَد هوش از سرم نام نکوی کربلا (کعبه و سعی و صفا و مروهی من کربلا) ۲ (هر کجا باشم، دلم باشد به سوی کربلا) ۲ (در صف محشر که سر میآورم بیرون ز خاک) ۲ (میکند چشمم به هر سو جستجوی کربلا) ۲ * * * * (بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا) ۲ (بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا)۲ (تشنهی روی حسینم، ای اَجَل مهلت بده) ۲ (تا بگیرم در بغل، قبر شهید کربلا)۲
هنوز نظری ثبت نشده