نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تو داری میخندی تو قاب عکس من هم دوتا چشمای خیسم برات نگران مشق شبت نباش از این به بعد من مینویسم برات دستی نداری تو برای حضور غیاب بالا بیاری چرا خوابیدی زیر آوار آخه مگه مادر نداری؟ چقدر زود قصهی تو به سر رسید رو تنت جای زخمه گرگه اونقدر کوچیک شده اون قد و بالات که واست حتی قبر بزرگه جای مداد رنگی با خون نقاشی کشیدی کوچکترین شهیدِ خانواده شهیدی لالا لالا لالای...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد