نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

مثل آفت که بگرداند گلستان را خراب معصیت هم میکند آرام ایمان را خراب مرد میخواهد که یاد حق کند وقت گناه با خدا ترسی بسازد مکر شیطان را خراب پای عهد با خدا هستند در هزر مشکلی اهل دل هرگز نمیسازند پیمان را خراب دور از انصاف باشد این که پیش چشم خلق با غضب مولا کند عبد پشیمان را خراب من خراب از غفلتم هستم ملائک شاهدند بیشتر از این مکن آلوده دامان را خراب روی خوش قدری نشانم ده که اخم میزبان وقت مهمانی کند احوال مهمان را خراب سخت محبوسم میان بند نفس و آمدم تا کند با یا حسین این بند و زندان را خراب آرزوی ماست تنها دیدن کرب و بلا کرده هجران روزگار اهل ایران را خراب داغ غمهای حسین و غربت او کرده است تا قیامت خانهی شادی انسان را خراب پیرمردی با عصا زد بر لبِ خشک حسین با شماتت کرد حالِ شاهِ عطشان را خراب ننگ بر آنان که کردند از سر بغض و ستم زیر مرکب چینش آیات قرآن را خراب
هنوز نظری ثبت نشده