نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

مادر پریشونه و مضطر، اسیرِ میخِ در تازیانه خورد و، از پا افتاد آخر مادر خونه شد غمخونه، زینبت گریونه زیر چشمای تو، غروبه آسمونه مادر از سیلی اعداء ، رو گرفت از بابا که شکسته در هم، میخونیم وا اماه وا اماه... **** مادر چه کبوده رویت، چه شکست پهلویت به گمانم سوخته، معجر و آن مویت مادر آوردن چه سرِ تو، خم شد کمرِ تو زدنت تورو آنقدر، کشتن پسرت رو وا اماه...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد