نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

لرزوند مسجد اموّی و دیدند غیرت علوی و ابروهاش انگار گره علی و داره چادرش حکم زره علی و داره سخنانش، طوفان، آیه به آیه قرآن از روی نیزه، عبّاس میگه: عقیله، ای جان بایدم مثل مرتضی قدم برداره چقدَر بهش میآد اگر علم برداره کربلا تا شام و محشر کبری کرده نقش عبّاس و خودش یک تنه ایفا کرده (جانم جانم جانم یا زینب)۴ رفته کلُهُم به علی و داره صولت نبّوی و قطعاً این زینب ادب حسن و داره توو دل چشماش غضب حسن و داره شده عالم، حیران، هیبب شاه، مردان از سوی جنّت، زهرا میگه: عقیله، ای جان به کمر تیغ هاشمی حمایل کرده شبیه شیر جمل فتنه را باطل کرده از کلامش شهر کوفه به وحشت افتاد پسر مرجانه شنید به لکنت افتاد جانم جانم جانم یا زینب
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد