نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

لحظهی وداعه شده وقت سفرم بیا کنارم پسرم میخوام بگم برا تو از وصیتای آخرم وقت کفن، پیکر خستهمو بپوشون ، با سه تا جامه کاش نباشه تنِ شهیدی نه بی کفن نه بی عمامه یادمه هنوز داغ جدم حسین غمهای کربلاش عمریه روضه خوندم براش (قُتِلَ الحُسَین بِالسَّیفِ وَ السَّنان وَ الحَجَرِ وَ العَصا مظلومٌ عطشانٌ بکربلا) ۲ (بگو که برام گریه کنن گریه کنا تا ده سال توی منا گریه کنن برای من با روضههای کربلا) ۲ گریه کنن آخه یه عمره یاد غمش دلو سوزونده گریه کنن برا شهیدی که بدنش رو خاکا مونده شهیدی که شد چشمای آسمون غرق اشک عزاش عمریه روضه خوندم براش (قُتِلَ الحُسَین بِالسَّیفِ وَ السَّنان وَ الحَجَرِ وَ العَصا مظلومٌ عطشانٌ بکربلا) ۲ (حالا که نمونده رمقی توی پاهام از اثر زهر هشام یادم میاد مصیبت اسیری کوفه و شام) ۲ (آبله بود، به روی پاها، لاله میریخت به روی خاکا روضه میشد دوباره بر پا، هر کی میگفت کجایی بابا؟) ۲ (میرسید به گوش از روی نیزهها آیه آیه صداش عمریه روضه خوندم براش) ۲ (قُتِلَ الحُسَین بِالسَّیفِ وَ السَّنان وَ الحَجَرِ وَ العَصا مظلومٌ عطشانٌ بکربلا) ۲
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد