لباس احرام تو ای کاش که بود

لباس احرام تو ای کاش که بود

[ سید محمدرضا نوشه‌ور ]
لباس احرام تو ای کاش بود 
کفن می‌کردمت اگه جاش بود 
لباس کهنه‌ات اگه پیداش بود
کفن می‌کردمت اگه جاش بود 
جاش نیست تن تو زیر نیزه پیداش نیست
چکمه‌های حسین من پاش نیست 
جاش نیست این جا چرا کسی رو حرفاش نیست
چیکار کنه اونی که دنیاش نیست 
داغ تو روی دل دنیا موند
تنت میون قتلگاه جا موند
تو رفتی و رقیه تنها موند
تنت میون قتلگاه جا موند
دیر بود، ضربه‌ی آخرش نفس گیر بود 
تنت پر از نیزه و شمشیر بود
دیر بود، بعد تو زینب از همه سیر بود
سنان با حلقوم تو درگیر بود
غروبه، قتلگاه بهم ریخته
کجایی دشمن تو حرم ریخته
تموم عالم رو سرم ریخته
کجایی دشمن تو حرم ریخته
مُردم، چادر به پام گرفت زمین خوردم 
اما صداشو درنیاوردم
خسته بود آقا
 تازه روی مرکبش نشسته بود آقا
می زدن سنگ سرش شکسته بود آقا
خسته بود آقا 
تک و تنها رفت 
که صدای گریه توی خیمه بالا رفت 
دم رفتن طرف خیمه‌ی زن‌ها رفت 
میگن برات یکی یه کاسه آب آورده
ای مادر مرده، ای مادر مرده
کوتاه نیومد، گفت باهات راه بیاد، راه نیومد
بی چشم و رو بود
 اونی که با خواهرت رو به رو بود
من تاب ندارم، تو تشنته من ولی آب ندارم
حسین جان به یاد لبت یک شبم خواب راحت نداشتم
کنار تن بی‌سرت کاسه‌ی آب گذاشتم، یامظلوم
حسین جان، حسین جان، حسین جان
تا حالا از این خونواده زنی رو نبردن اسارت
الهی می‌مُردم نمی‌دیدم این قدر جسارت
به آتیش کشیدن حرم رو یا مظلوم

نظرات