بر دیدهی ما ضیاء بِده مهدی جان
حاج مهدی سماواتیپسندیدن5
بازدید4.8K
بر دیدهی ما ضیاء بِده مهدی جان بر سینهی ما صفا بِده مهدی جان دور سر مادرت بگردان چیزی آن را صدقه به ما بِده مهدی جان **** قرآن ناطقم، رُخت از من نهان مکن بیرون روان زِ جسم منِ ناتوان مکن جای تو روی سینه و دوش رسول بود بنشین به دیدهی من و جا بر سنان مکن یادم نمیرود که بگفتی به قتلگاه: بیرون میا زِ خیمه به مرگم فغان مکن دیدی فغان نکردم و بیرون نیامدم شاها تو هم زِ دختر خود رخ نهان مکن **** سرت به خانهی دل جا دهم ولی چه کنم که پای نیزه بلند است و دست من کوتاه عزیز من، نه سرم از سرت عزیزتر است ببین که سر شکنم من به پای این درگاه حسین، حسین جانم...