نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(فصل الخطاب اکبر ای مستجاب اکبر عالیجناب اکبر اکبر)۳ (نورِ چشمِ زهرای اطهر کربلا را، ثانیه حیدر اشبه الناسِ بر پیمبر)۲ جانم علی، اکبر مدد... **** تیری به گردن خورد مرکب تو را میبرد بابا همان دم مُرد اکبر کربلا شد، آینه دارت پیکرت را، کرده به غارت عمه جانت، آمد کنارت جانم علی، اکبر مدد... **** (ای جسمِ رنجیده تسبیحِ پاشیده بینِ عبا چیده اکبر)۲ دشمنت دید، اشکِ بصر را خیمه بردم، صدتا پسر را من چه سازم داغِ جگر را تو رسیدی به آرزویت روی زانو آیم به سویت من گرفتم خون از گلویت جانم علی، اکبر مدد...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد