نصب اپلیکیشن نوا
تصویر علی جهانبخش - یا مهدی ادرکنی که در این ماه ماتم

یا مهدی ادرکنی که در این ماه ماتم

[ علی جهانبخش ]
یا مهدی ادرکنی که در این ماه ماتم 
باشیم با تو در مصیبات محرم

قربان اشک چشم خون‌بارت اماما
تنها نمی‌مانی در این انبوه ماتم

غم خیمه در جانت زده‌ ای داد بی‌داد
خدا صبرت دهد از این همه غم

صبح و مساء داری عزای کربلا را
بلکه عزای عمه جانت را عزیزم

عالم حسینی می‌شود بی‌شک به یمنت
با هیأت و با روضه و با اشک و پرچم

ما طالب خون حسینیم و مطیعت
جزء لثاراتیم و یارانت مسلّم

شاید به کار آید غلام رو سیاهت
از خود نران ما را چو جدّت ای امامم

کن رو سفیدم بعد از آن هم کن شهیدم
مانند جون و قنبر و عمّار و میثم

هجر تو ما را می‌کشد ای ماه کعبه
بانگ انا ابن المصطفی ده یابن خاتم

با روضۀ عطشان و عریان آشناییم
ای روضه‌خوان غربت مظلوم عالم

ما اهل کوفه نیستیم ای قلبت آگاه
ما امتحان پس داده‌ایم با تو همدم

از عمه زینب تا سه ساله عمه جانت
خارجی خواندند بی‌دینان عالم

***
نوکر همیشه عشق خود ابراز می‌کند
با یا حسین نوکری آغاز می‌کند

دل خوش نکرده‌یم به اعمال خیر خود
ما را غم‌ حسین سرافراز می‌کند

هر کار کوچکی که در این خیمه می‌کنیم
زهرا به دست خویش پس انداز می‌کند

دل دور مانده از حرم اما در این دو ماه
تا کربلا دو مرتبه پرواز می‌کند 

سّر است روضه ها و دلم را امام عصر
محرم به درک قدری از این راز می‌کند

ویرانه‌ی دلی که پر از معصیت شده 
ذکر حسین قلعه نوساز می‌کند

در های معرفت که به عالم گشوده نیست
گریه به داغ دختر او باز می‌کند

مارا محبتی که به دل بر رقیه هست
نزد عزیز فاطمه ممتاز می‌کند 

جانم فدای شان عظیمش که سالهاست
با دست های کوچکش اعجاز می‌کند 

فرمود رو به نیزه‌ی بابا ببین که زجر
با ضرب تازیانه مرا ناز می‌کند

پرده نشین عرش خداییم
پس چرا بر ما نگاه شمر نظر باز می‌کند

***
بابا دیدی تموم شده صبوری اومدی
معلومه که تو از چه راه دوری اومدی
آخه تو که پا نداری چجوری اومدی

پای منم ببین می‌سوزه تاولش
خیلی عوض شدی بابا نشناختم اولش

بشم فدای اون چشمای بی رمق
کدوم پلیدی سرت رو گذاشت توی طبق

وضع منو میبینی
 درد منو میدونی
خوابم میاد بابایی
قصه برام‌ میخونی

(حسین بابای خوبم)۴

مثل قدیما دوباره می‌کشی نازمو
درگوشت میخوام بابا بگم یه رازمو
دیدم توی بازار شام چادر نمازمو

بهم بگو کجا رفتی تو این شبا
خرابه بهتر از تنور خولیه بابا

قصه‌ی کوچه‌ها خیلی مفصله
هنوز رو صورتم جای سیلیِ اوله

نگم کجاها بردن 
خواهر و دختر‌هاتو
هی می‌بینم کابوس
 دروازه‌ی ساعاتو

(حسین بابای خوبم)۲

محاله دیگه خوب بشه زخمای این گلو
از قصه‌ی تشت طلا چیزی بهم نگو
راستی بابا چرا باهات نیومده عمو

((دست عدو بزرگتر از صورت من بود))

خبر داره شده سیلی نوازشم
میدونه  این خاک خرابه شده بالشم

خبر داره عمو که گریه کارمه
نقاب من چند روزه که آستین پارمه

ما می‌ریم و می‌مونه خواهر تو با دردا
غسل تن من آخه طول میکشه تا فردا

(حسین بابای خوبم)۴

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل