تصویر مهدی اکبری - غریبونه بین حجره یکی افتاده رو خاکا

غریبونه بین حجره یکی افتاده رو خاکا

[ مهدی اکبری ]
  • 6.5K
  • 29
غریبونه بین حجره یکی افتاده رو خاکا 
یکی که عمرش کوتاهه مثل عمر بی‌بی زهرا 

می‌سوزه ولی آبی نمی‌دن 
مثل گل، اونو از شاخه چیدن 
(کنیزا دورش کِل می‌کشیدن)۲

چقدر اون‌جا مادر رو صدا زد 
چقدر پنجه رو خاک بلا زد 
جلو چشم بی‌شرم کنیزا، دست و پا زد 

یا جواد‌الائمه...
****
نیاوردن قطره‌ آبی تا که لب‌هاش جون بگیره 
چی میشد سقفی نبود تا یه ذرّه بارون بگیره 
 
بمیرم، چه تنها غصّه می‌خورد 
بمیرم، شبیه لاله پژمرد 
(بمیرم، مثل زهرا جوون مُرد)۲

تا که دستو رو پهلو می‌ذاره 
یاد آتیش و درب و دیواره 
جگرهاشو زهر کینه کرده پاره‌پاره 

یا جواد‌الائمه...
****
نفس‌های آخری رو تو فکر سینه زدن بود
دَم آخر رو زمین خورد برا اون که بی‌کفن بود 

تو گودال، یکی با خنجر اومد  
تو گودال، یه نیزه با سر اومد
تو گودال، (صدای مادر اومد)۲ 

جلوی چشم گریون خواهر 
یکی خنجر رو می‌ذاشت رو حنجر 
تن آقا رو غارت می‌کردن پیش مادر

یا جواد‌الائمه...

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد