نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

غرق خون دیدم قدّ و بالاتو نیزه بسته راه نفسهاتو کاش میمردم اینجا منم با تو ای بابا واسه بابا داغ جوون سخته داغ گل واسه باغبون سخته بردنت با قدِّ کمون سخته ای بابا نمونده از پیکرت چیزی مثل برگای سرخ پاییزی، ای بابا چجوری جسمت رو بردارم؟ مثل تسبیح پاره میریزی، ای بابا آخه چطور این همه زخم جا شده روی بدنت؟ هر جوری جمعت میکنم کمه یه جایی از تنت * * * * تکانم داد عمه تا بداند زندهام یا نه چرا هی آه میگویی، ولی یکبار بابا نه کشیدم لختهخون از حنجر تو با دو انگشتم دلم خوش بود حرفی میزنی، اما نه محاسن داشتم بر دست، دنبال تو افتادم به زخمی فکر میکردم، ولیکن اِرباً اِربا نه عزیزم دست و پا زَن تا که راحت جان دهی اما بکِش پا بر زمین پیشم، ولی در پیش زهرا نه * * * * سقای دشت کربلا اباالفضل، اباالفضل، اباالفضل دستش شده از تن جدا اباالفضل، اباالفضل، اباالفضل
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد