تصویر مصطفی مروانی - عمو بمیرم برات میخوای وصیت کنی اما جون نداره صدات

عمو بمیرم برات میخوای وصیت کنی اما جون نداره صدات

[ مصطفی مروانی ]
عمو بمیرم برات
می‌خوای نصیحت کنی اما جون نداره صدات
عمو بمیرم برات
دستِ اَنَس پیرهنته، رُو دوشِ شمر عبات

بی‌حالی
سه‌ساعته خسته توی گودالی
زیرِ لگد مونده تنت پامالی
فدای زخم پیکرت یارالی

تُو قتلگاه تو چیا می‌بینم 
روی تنت ردِّ عصا می‌بینم
تُو ازدحامِ لشکرِ بی‌حیا
رُو بدنت برو بیا می‌بینم

نفَس نفَس می‌زنه
خولی برا غارتِ سر سنان و پس می‌زنه
نفَس نفَس می‌زنه 
حرمله با خنده برای شمر دست می‌زنه

حالا که جسم منو جسم تو رُو خاکه
کار حرم رسیده به این‌جا که
خیره به خیمه چشمای ناپاکه

کار داره 
سر‌به‌سرم می‌ذاره، آزار داره
کار داره
با خواهرت بدجوری رفتار داره

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد