نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

عمریست خوبیات را با ناله میزنم جار تو دشمن گناهی نه دشمن گنهکار هر چه بلا کشیدهام از معصیت کشیدهام پشتم شکسته از این تکرار پشت تکرار به روی من نیاوردی که بی آبرویم من که کسی نبودم تو بودی آبرودار بی عفتم، تو باید جرم مرا بپوشی بگذار اسم من را ناپاک این نمکزار جان رقیه یکبار گوش مرا بپیچان من زجر میکشم از لطف خدای غفار وقتی حسین دارم کاری به کس ندارم او بوده که گرفته دست من گرفتار هر دیگ روضه دیگ رحمت به جوش آورد خاموش میشود پس با آتش غمش نار ایکاش زنده باشم تا اربعین امسال ارباب را ببینم در خیمههای زوار بالاترین سری که بر نیزه شد حسین است لبهای خشک قاری با سنگ دیده آزار هنگام سنگ خوردن صد دفعه بر زمین خورد این نیزهدار الهی دستش بیفتد از کار ****** ای غریب من روی خاکی خدالتریب من بلند شو شیب الخضیب من، یا مظلوم ای عموی من نزن دست و پا روبروی من سپر میخوای این هم گلوی من، یا مظلوم چرا جسمت نیزهزاره؟ یه جای سالم نداره نمیذارم که تا زندهم رو سینهت شمر پا بذاره سر بسته میگم که روضه بازه اسبا با نعل تازه میان تو گودال ای خسته با نیزه دورهت کردند برای غارت کردن میان تو گودال ***** افطارها به کام دلم زهر میشود ارباب ما گرسنه و تشنه شهید شد
هنوز نظری ثبت نشده