عمری گذشت هنوز تویِ گوشم
مسعود پیرایشپسندیدن43
بازدید7.5K
(عمری گذشت هنوز تویِ گوشم صدایِ اَلعَطَشها میپیچه)۲ تو خیمهگاه یه چیزایی دیدم (که زهرِ کینه پیش اون هیچه)۲ (دیدم، بچهها رو تو خیمهیِ مَشکا رو خاک نمدار که میاُفتادن)۲ دیدم با چه خجالتی رفتن (مشکو به سقّای حرم دادن)۲ (عَلَم افتاد، تو حرم غوغا شد)۲ (پایِ دشمن، سَمتِ خیمه وا شد)۲ ته گودال مادر افتاده ... ***** (گودال اومد به خاطرم هرجا دیدم حصیر و کهنه قالیچه)۲ تو قتلگاه یه چیزایی دیدم (که زهرِ کینه پیشِ اون هیچه)۲ (دیدم، خنجرِ کهنه که نمیبُرّه)۲ حوصلهی سپاهشون سر رفت (بین سَنان و شمر که دعوا شد)۲ خولی سرو کشید و زود در رفت (شری افتاد، محشر کبری بود)۲ (یا بُنَیَّ، نالهی زهرا بود)۲ معجر افتاده مادر افتاده خواهر افتاده وا مصیبت، ای امان از غربت ... ***** (بینِ محلّهی یهودی شد سرای روی نیزه بازیچه)۲ تو شهرِ شام یه چیزایی دیدم (که زهرِ کینه پیش اون هیچه)۲ دیدم، اوباشِ مستِ سنگ به دستی که دنبال شرّ و فتنه میگردن اول قمار و شرطو میبستن بعداً نشونهگیری میکردن (سری اُفتاد، زیرِ سُمِّ مرکب)۲ ما میمُردیم، نبود عمه زینب حسین ....