نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

عمر ما رفت و چشمانتظاریم ای خدا ما مگر دل نداریم نام زیبایت ای دلبر من دل چه آسان ربود از بر من دم به دم عشق روی تو ای گل میبرد عقل و هوش از سر من ساقی بطن هستی تو هستی از چه خالی بود ساغر من نام تو حک شده روی سینه ای گل گلعزار مدینه ای گل ناز حیدر کجایی؟ ای گل فاطمه کی میآیی؟ غیر نام خوش و دلربایت کی شود دیده در دفتر من کی نسیبم شود تا ببینم دلبر من بوَد در بر من عمر ما رفت و چشمانتظاریم ای خدا ما مگر دل نداریم یابن الزهرا بیا عقده وا کن مشکل عمهات را دوا کن دل به خوان سیاه تو بستم از می انتظار تو مستم در سر کویت از پا درآیم از کرم گر نگیری تو دستم از دو عالم گذشتم به یکبار تا که در پیش رویت نشستم یادم از چشم سرمستت آید کوزه و ساغر می شکستم خوردم از درد داغ جدایی حجت ابن الحسن کی میآیی؟ ای امید دل من کجایی؟ ****** (بیا بیا بیا خودم یارت میشم) یک شب اگر مهمونم باشی خودم پرستارت میشم عاقل بودم مجنونم کردی آباد بودم ویرونم کردی سامون داشتم بی سامونم کردی دست تو درد نکنه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد