عصر روز دهم کربلا قیامته
حاج عبدالرضا هلالیپسندیدن16
بازدید3.1K
عصر روز دهم کربلا قیامته گوشه گوشهی مقتل پر از مصیبته من و گریه و ناحیه و عبارته الذی صنعة نفسه بمحجته آرومت نذاشتن، توو مقتل یه لحظه شمشیر جای شمشیر،نیزه پشت نیزه وا حَمزتا، وا جَعفرا، تشنه تورو، کشتن چرا؟ هذا حُسین بِالعَراء، یازهرا یا زهرا یازهرا (زنده بودی و غارت شدن مخدرات زنده بودی و آتیش زدن به خیمهها)۲ زنده بودی و اسبا رد شدن از تنت السَّلام عَلی اعضای مُقَطعات گفتن به عیالِت، حرفای زننده میسوزن تو خیمه، زنها زنده زنده ای کُشتهی دور از وطن، عریان بدن، ای بیکفن مونده تنت بیپیرهن، بیپیروهن، بیپیروهن (بمیرم نگران رباب و زینبی بمیرم که تو عریان و نامرتبی)۲ بمیرم که یه شب تو تنور خولی و بمیرم که یه شب بین دِیر راهبی پای این روایت اشکای لُهوفه (میبردن سرت رو، با خورجین به کوفه)۲ (رو نیزهها رفته سرت)۲ خون میچکه از حنجرت، غارت شده انگشترت