نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

عجب رویای قشنگی که روحم داره میبینه جنازم واسه تبرک تو باب ام البنینه به رویا رسیدم بالاخره مادرم رو دیدم بالاخره چادرش را لحظهی آخرم رو سرم کشیدم بالاخره بابک مفتوحٌ لراحمین امشب اومدم اشکامو ببین صدو هشتاد و چهار بار نذر فرج سینه میزنم نیگم یا ام البنین یا امالبنین... این حرف دله، یه ارمنیه یه حرفی زده خیلی شنیدنیه میگفت تو حرم به صاحب علم عزیز دلم نازت کشیدنیه دلم به غمش وصله، امیدم اباالفضله قشنگترین اسمی که شنیدم اباالفضله دستتو بده به دستای بریده عباس ته رفیقه حاجت دلت رو میده اباالفضل...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد