نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

عاقبت بی کسی وبی یاری در و دیوار خانه یارش شد بهر غمهای مادرش آخر انقدر گریه کرد دچارش شد ***** شعلهور در درد من اینه افتاده دلم یاد مدینه دوباره قلبم سوخت یادم اومد غم در سوخته دوباره قلبم سوخت یادم اومد یه مادر سوخته در سوخته اما زنی نیفتاده تو خونه اینجا همدست نشدند غلاف و تازیونه این آتیش روضهخون یه مادر جوونه وای از آتیش وای از مسمار جوری زد که خورد به دیوار تو چشماش بود بغض بی حد به ضرب کشت قنفذ میزد
هنوز نظری ثبت نشده