نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

عاشقی اندازه دارد جلوهی معشوق نه مدح کار خالق است کار هر مخلوق نه مرتصی فاروق ما شد آن یکی فاروق نه دست خالی آمدم با بقچه و ساروق نه چارده شب رفت و حالا نور کوثر امده نیمخی ماه خدا شد سبط اکبر آمده دیده ام یا ربّنا، یا ربّنا را با حسن لا اَری الّا حسین و لا اَری الّا حسن مصطفی مینازد امشب به مولانا حسن فاطمه مادر شد و حیدر پدر شد با حسن مجتبی که دور او اینقدر شور و همهمه است سفره دار لیله القدر علی و فاطمه است باز قرآن آیههای مستدل آورده است در اذان حیّ علی خیرالعمل آورده است همسر شیر خدا شیر جمل آورده است قاسم از کندوی عشق او عسل آورده است بادهی شاه کرم را تا سحر بی صف بزن کوری چشم حسودش شاد باش و کف بزن بین گندم زار مویش عمر ما ری میکند غوره را با ظرف انگور نجف می میکند عرش را با یا علی یا فاطمه طی میکند فتنه میریزد به هم تا ناقه را پی میکند حُسن خُلق آمنه در این نتیجه بوده است آن همه جود حَسن ارث خدیجه بوده است پیش آقای کرم حتما گدا بالاتر است خاک قبرستانش از خاک طلا بالاتر است در امامت از حسینش مجتبی بالاتر است لیکن از او هم بپرسی کربلا بالاتر است او با صلح جهادش شاه بی لشکر شده آنقدر لیلاست مجنونش علی اکبر شده گرچه با دشنامها آزار میدیده حسن گرچه دائم دشمنی از یار میدیده حسن هی در و دیوارها را تار میدیده حسن نانجیبی پست را هربار میدیده حسن از درون میسوخت عمری چون که راهش کوچه بود قاتل او صبر بود و قتلهگاهش کوچه بود بی حیا با دست سنگین بار نوبر را گرفت ضربه محکم بود مادر خم شد و سر را گرفت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد