نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

طفلکم توو گهواره، لب روو لبهاش میذاره تا که لب بر میداره، مثل ماهی بیآبه خواهرش سرگردونه؛ عمّهزینب، گریونه طفلم انگار میدونه چاره دستای اربابه راهی میدون جنگی ای علیجان بیا تا ردت کنم از زیر قرآن رفتی ولی مادرت بمیره شمشیر نداری پسر من بیشیری من، بیرمقت کرد تقصیر نداری پسر من از فراق قافله نترسیا از صدای هلهله نترسیا از کمون حرمله نترسیا ای گلم مادر از سپاهشون نترسیا یهوقت از نگاهشون نترسیا از دل سیاهشون نترسیا ای گلم از یه دشت پر خون نترسیا از یه جنگ بیامون نترسیا از صدای خندشون نترسیا ای گلم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد