نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

صد عریضه عرض کردم خدمتِ تو بارها نامهی من را بخوان از بین این طومارها درد آب و نان ندارم، درد من دوریِ توست التفاتی کن، نظر کن، سوی ما بیمارها یک نگاهت میرساند سوی ما نور امید یک نگاهت میتکاند از دلم زِنگارها من همیشه خاطرت را خواستم آقای من عاقبت من خیر میبینم از این اصرارها
هنوز نظری ثبت نشده