نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شُکر گویم که شب و روز گرفتار توام درد هم دارم اگر، شُکر که بیمار توام اشک میخواهم اگر لطف کنی ممنونم منِ لبتشنه فقط تشنهی دیدار توام اشتباه است اگر فکر کنم پاک شدم قدر یک عمر فقط گریه بدهکار توام یوسفا! مشتری پیر و ندارت آمد بپذیر این همه کم را که خریدار توام هرچهام ، هرچه که بودم ، لب من گفت : حسین روضهخوان سحر و لحظهی افطار توام برسان رزق مرا تا به محرم برسم وا کن آغوش که من حُرّ خطاکار توام ای حسینی که سرت رفت در آغوش تنور بیجهت نیست اگر این همه تبدار توام بیتفاوت که شدم پیرهنت را بردند با چه رویی بنویسم که عزادار توام ***** جوری ناله میزنم اشک شمرو در میارم، پاشه جوری ناله میزنم که پیرهن کهنهی تو پیدا شه جوری گریه میکنم نمرده زینب که سرت دعوا شه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد