نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شکر آن ربّی که نعمت داده بر ما این چنین با دعای فاطمه، لطف امیرالمؤمنین شد تمام دلخوشی مردم ایران زمین سفرهی موسی إبن جعفر، سفرهی اُمّ البنین بارها دیدیم وقتی کار غم بالا گرفت دست ما را روضهی باب الحوائجها گرفت سهم ایران لطف موسی بَن الزهرا شده مشهد و شیراز و قم، سه کاظمین ما شده تشنگی یعنی چه وقتی یار ما دریا شده؟ هر در بسته به روی مردم ما وا شده غیر آقا از کسی عزّت نمیخواهیم ما جز ولیعهدش ولی نعمت نمیخواهیم ما تو مثل جان درون خاک من هر گوشه پنهانی تو شیرازی، خراسانی، قمی، آری تو ایرانی کنون دریای طوفانیست ایران ناخدایی کن نمکگیر تبّار توست این کشور دعایی کن اگر رعیت منم غیر از تو را سلطان نمیخواهم به غیر از گنبدت خورشید در ایران نمیخواهم وَ کلبٌ باسطٌ آیا قبولم میکنی سلطان؟ مران از در مرا دیگر نگو دربان نمیخواهم دم باب الجواد اذن دخولت را که میخوانم مرا با خود ببر، بهتر از این پایان نمیخواهم غیر آقا از کسی عزّت نمیخواهیم ما جز ولیعهدش، پلی نعمت نمیخواهیم ما چشم بد از این همه آقاییات آقا به دور از فدک گو غاصبینَش را بلرزان بین گور چهارده سال استقامت کردی ای شیر غیور آبروها بردی از اهل زر و تزویر و زور هر چه گردد عزّتت آقا دوچندان میشود تحت فرمان تو زندانبان و زندان میشود غرق دنیایم خودت غرق هُوَ الهو کن مرا کن مرا آزاد از من بندهی او کن مرا غیر عشقت فارغ از هر هیاهو کن مرا مثل آن بدکاره از این رو به آن رو کن مرا نوکرت از دست رفت آقا کمک، آقا دخیل حضرت موسی مسیح کاظمینیها دخیل تو چه دیدی که رمق رفت از نگاهت، آه آه اشک خون ریزد لبت از آه آهت، آه آه با عبا گیرد نگهبان اشتباهت، آه آه بوی زهرا پر شده در قتلگاهت، آه آه خوب شد معصومه جانت نیمه جانیات ندید غرق زخم و غرق خون قد کمانیات ندید بعد تو اینجا سر پیراهنی دعوا که نیست جسم تو بر جسر بغداد است زیر پا که نیست ساق مرضوض تو کار نعل مرکبها که نیست صحبت از آوارگی طفل بی بابا که نیست بعد تو سیلی جواب دیدهی گریان نبود گوش شیطان کر زنی بر ناقهی عریان نبود ****** مادرم فاطمه آن لحظه سرش پایین بود بی هوا مادر ما را به خدا زد، بد زد ****** نوشتهاند که پیشانیاش به جایی خورد خلاصه ضربهی سنگین چنین اثر دارد کشید و برد، زد و رفت من نمیدانم حسن دقیقتر از ماجرا خبر دارد حرامزاده به مادر دو دست سیلی زد ****** تو که دست جوان مست را در کوچه میگیری توقع میرود آقا بگیری دست ما را هم ****** بس که لاغر گشتهام چون سر گذارم روی خاک وقت سجده پیکرم زیر عبا گم میشود از یهودی ضربه خوردم تازه میفهمم چرا راه مادر درمیان کوچهها گم میشود ****** برای بار اوّل است خودم سوار میشوم رسیده کار به کجا فضّه رکاب میدهد مقابل نگاه یک سپاه میخورم زمین همین که ناقهی مرا شمر شتاب میدهد آیهی تطهیر بگو چه خاک بر سرم کنم دهان قاتلان تو بوی شراب میدهد ***** میبینی آوارهام؟ چیکار کنم بمونه گوشوارهام؟ میبینی آوارهام؟ چیکار کنم فرار شده چارهام؟ پا برهنه روی خار میبینی دخترت رو؟ لگد کردن توو حرم غرور خواهرت رو خولی داره میبَره توو کیسهای سرت رو ****** سر رفت امّا پیکر مونده رفته شمر و مادر مونده انگشتر رفت، انگشت مونده دیدم تنت به پشت مونده
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد