نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شمر حرامزاده گفت: بازو رو به هم بریز تم البنین شونه زده گیسو رو به هم بریز شمر حرام زاده گفت: دنیا رو به هم بریز حرمله بیکار نباش چشما رو به هم بریز کار تمومه دستای عبّاس من رو به رومه دلواپس خواهرم توی خیمه حالا دیگه صحبت ابرومه علمدار رفت، یعنی اهل بیتم توو انظار رفت تو پای رقیّه دیگه خار رفت علمدار رفت عموی رقیّه، داره شمر میره رو به روی رقیّه که زنجیر ببنده گلوی رقیّه ***** اومدم زیارتت با گریه با زاری تو هنوزم وسط بازاری خیلی روضهی نگفته داری، وااا سلام خانوم ایتها الصّدیقهی شهیده ای نوهی مادر قد خمیده گنبدتم مثل موهات سپیده ***** دیدی پدر شبیه تو من بی کفن شدم میخواستی عروس شوم...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد