نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شبایی که ندیدمت، همش بودم توی خودم ولی حالا که اومدی، به عمه گفتم خوب شدم دختر بی بابا اصاً با کی باید بازی کنه تو که نباشی بایدم سیلی منو نازی کنه پنجه قویهای یهود، منو زدن چه زدنی فدا سرت فقط بگو: من الذي أیتَمَني من الذي أیتَمَني.. از بس با گریه حرف زدم؛ سرفهم گرفته بابایی انگار گلومو باز زجر، محکم گرفته بابایی هِی گفتی از مادربزرگ، منم شبیه فاطمهم شباهتامون زیاده، یکیشو من برات بگم چِلنفری منم زدن، نه ساده؛ با بد دهنی فدا سرت فقط بگو: من الذي أیتَمَني من الذي أیتَمَني..
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد