شب قدر آخر اومد شب سختِ دل بریدن کاش یکی خبر بیاره که بدا رو هم خریدن شبای عاشقی هم رفت چه شبای بی نظیری این شب آخری ایکاش دستای منو بگیری میدونی به جز همین اشک راه چارهای ندارم تو خودت بزرگی کن که گره افتاده به کارم چیزی تو بساط من نیست اگه اشک و آه آوردم کسی رو جز تو ندارم به خودت پناه آوردم
عالی حال دلم عوض شده