نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سه ساله که روضه خونم کنار بقیع گریونم چهارتا قبر خیالی دلیل اشک روونم با اینکه یادِ داغِ بچههام اشکمو در میاره با اینکه فکر عبّاسم مدام اشکمو درمیاره با اینکه این زخمِ بی التیام اشکمو در میاره ولی من؛ گریه میکنم، برای تسلّای فاطمه گریه میکنم، برای عزیزای فاطمه گریه میکنم، برای حسین جای فاطمه گریه میکنم، برای حسین جای فاطمه توو قلبم غم اولادِ سه سال عذابم داده شنیدم دستای عبّاس، تویِ علقمه افتاده با اینکه فکر دستای قلم اشکمو در میاره با اینکه فکر سقّای حرم اشکمو درمیاره با اینکه روضهی صاحب علم اشکمو درمیاره ولی من؛ گریه میکنم، برای چشمای تَرِ رباب گریه میکنم، برای علی اصغرِ رباب گریه میکنم، برای دل مضطر رباب گریه میکنم، برای تسلّای فاطمه گریه میکنم، برای عزیزای فاطمه گریه میکنم، برای حسین جای فاطمه گریه میکنم، برای حسین جای فاطمه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد