نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سنی نداشتم، گودالو دیدم پای برهنه خیلی دویدم من چی کشیدم، من چی کشیدم حتی هنوزم زخمیه دستام ما رو زدن با تحقیر و دشنام از کوفه تا شام، از کوفه تا شام منی که با چشم خودم دیدم لحظه به لحظه کوفه تا شامو همین که دروازه رو وا کردن کشیدن از تنم لباسامو جسارت شد، اسارت شد نگم که خیمهها چهجوری غارت شد دلم خونه، پریشونه کسی دردِ دلِ ما رو نمیدونه غریب آقا... دیدم توی خیمه، من اضطرابو دیدم رو نیزه طفل ربابو بزم شرابو، بزم شرابو دیدم دور و بَرَم رو، من تار میدیدم مثل رقیه، آزار میدیدم بازار دیدم، بازار دیدم عمه اگه نبود توی کوفه امامِ بعدِ کربلا میبود یادم نمیره لابهلای نی سنگ به عمه جانِ من میخورد غریب آقا...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد