تصویر مسعود پیرایش - سفره‌ها پهن میشه گره‌ها وا میشه

سفره‌ها پهن میشه گره‌ها وا میشه

[ مسعود پیرایش ]
سفره‌ها پهن میشه، گره‌ها وا میشه
وقتی موسی‌ ابن جعفر، ضامن ما میشه

از اون قدیما
گره‌ای تا به کار بابام می‌افتاد
واسه اینکه بشه از سختیا آزاد
می‌زد از عمق وجودش حضرت کاظم و فریاد

شفا می‌خوای بسم‌الله، دوا می‌خوای بسم‌الله
اگه تو حاجت داری، عطا می‌خوای بسم‌الله

(یا باب‌الحوائج یا موسی‌ ابن جعفر...)

دونه دونه اشکام، می‌باره رو گونه‌ام
آرزو دارم تا، که فدات شه جونم

باب‌الحوائج 
حرم تو حرم امام رضامه
اگه واسم بنویسی از خدامه
خونوادگی برم کرب‌و‌بلا از حاجتامه

منم مثل اجدادم، به عشق تو دل‌دادم
من اون خراباتم که به لطف تو آبادم

(یا باب‌الحوائج یا موسی‌ ابن جعفر...)

این‌همه زخم و اشک، غل‌ و زنجیر و خون
روی تخت پاره‌ها، اینه رسم زندون

عطر گل یاس
داره می‌رسه از این پیکر خسته
مثل شام و کوفه است این دستای بسته
روضه‌ی دوباره‌ی خرابه‌است این ساق شکسته

با پیرهن پوسیده، میون گل خوابیده
سه روزی آفتاب روی، صورت ماهش تابیده

(یا باب‌الحوائج یا موسی‌ ابن جعفر...)

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد