نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

(سر را زِ خاکِ حجره اگر برنداشتی تو روبه قبله بودی و خواهر نداشتی)۲ خواهر نداشتی که اگر بود میشکست وقتی که بال میزدی و پر نداشتی از طوس آمدم که بِگِریَم در این غمت یاری به غیرِ چند کبوتر نداشتی وقتی که زهر بر جگرت چنگ میکشید جز یا حسین نالهی دیگر نداشتی ختمی گرفتند برایت کبوتران لبخند میزدند و تو باور نداشتی تو تشنه کام و آب زمین ریخت قاتلت چشمت به آب بود و از آن برنداشتی
هنوز نظری ثبت نشده