نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سخن آغاز کن بشکن تمامِ بغضِ پنهان را بخوان از سورهی والعصر، سختی های دوران را بگو سختی به آسانی مُبَدَّل میشود روزی تصور کن شکوه سرزمین پاک ایران را نگاهی کن به اوج قلّه و نسلی که در پیش است پس از آن خوب بنگر لشکرِ مغلوب شیطان را چه دنیای قشنگی میشود بینام اسرائیل تصور کن بهارانِ پس از سوزِ زمستان را جهنم میشود حیفا و میسوزد تلاویواش تصور کن جهانِ دیگرِ بیکافرستان را و صهیون با تَحَیُّر بازهم کابوس میبیند مجید موسوی فرماندهی پیروز میدان را و دنیا تا قیامت هم نخواد برد از خاطر شکوه رستمِ ما را و این جنگ نمایان را بهنام حضرتِ باران نمازِ فتح میخوانیم به صحن مسجد الاقصیٰ، ببین سیل خروشان را قسم بر وعدهی صادق که حزبالله پیروز است نبر آخرِ حق است، بنگر موج ایمان را رهایی میدهد ما را، ندای حضرتِ خاتم بزن دستِ توسل بر ولیالله و قرآن را مطیعِ امرِ مولا باش، چون سید علی هر دَم که داده وعده بر ما روزگارِ رو به سامان را اگر مولا علی موسیٰ الرضا، سلطان ایران است گدای حضرتش را دیگر ندارد غصهی نان را شب میلاد عشق است و شب لبخند عاشقها تماشا کن در این میدان، تجلیٰ شهیدان را میان صحنِ آزادی قدم آهسته تر بردار بخوان امشب زیارت نامهی شاه خراسان را اگرچه جای آقای شهیدان بینمان خالیست گرفته رهبرم دامنِ پر مهرِ رضا جان را نخواهد ماندخالی کشورم یک لحظه از فریاد خدا مبعوث کرده مردمِ کوی و خیابان را نباشید از تبار کوفیان ای مردمِ دنیا سپاه حیدری دیگر نبیند نقضِ پیمان را عَلَم بر دوش سید مجتبیٰ بعد از علی بالاست لَکَ لَبَیک جمهوری اسلامی ایران را
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد