نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سایهت از روو نیزه روو سرم افتاده از سر نی، خونت روو پرم افتاده لالا ننه لالا؛ روو نیزهای حالا مابین مردایی؛ ای خوش قد و بالا لالهی خونینو، روو زمین انداختن دنبالت میگشتم وقتی اسبا تاختن لالایی امیدم؛ پسر شهیدم بیرمقم از بس دنبالت دویدم دستوبالم مادر، توو غل و زنجیره از تو جا میمونم؛ نیزهدارت میره لالایی ستاره؛ مادر، بیقراره سرت از روو نیزه نیفته دوباره رفتی آب آزاد شد؛ عمّه با من اشک ریخت کشته ما رو یاد آبی که از مشک ریخت کنار عمویی با چه سر و رویی چه لبای خشکی! چه زخم گلویی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد