نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سالها در طلب سیم و زر دنیاییم چه خجالتزده از گلپسر زهراییم به عمل کار برآید، به سخندانی نیست مانع آمدن حضرت حُجَّت ماییم او حسینیست ولی بیعلیاکبر مانده غافل از فلسفهی مکتب عاشوراییم حال ما حال یتیمیست که از بیمِهری همه محتاج نوازشگریِ باباییم عصر غیبت بهخدا کثرت ما، وحدت ماست تا نیاید خبر از صاحب ما، تنهاییم وعدهی آمدن منجیِ عالَم حتمیست چشم بر راه، همه منتظر فرداییم آبرویی هم اگر هست، از آقاییِ اوست ما همه نوکر این خانه ولی آقاییم کاش همراه خود این قافله را هم ببرد همه در آرزوی دیدن پایینپاییم شب هشتم شد و در راه به خود میگفتیم: مجلس ختم حسینِ ابنِ علی میآییم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد