روضهخوان امام معصوم است فاتح شام وکوفه، کلثوم است همه جا پاربه پای زینب رفت در صفاتش جلال میبینم حب او را کمال میبینم چشمعاش را زلال میبینم رتبهاش بی مثال میبینم همه جا پا به پای زینب رفت مثل زینب بهار بابا بود کوه صبر و حیای بابا بود در رشادت شبیه زهرا بود خطبهاش ذولفقار مولا بود همه جا پا به پای زینب رفت بلند شو پسرم که نگاه نامحرم به خاک چادر ناموس کبریا افتاد پیش محسنش وقار میریزد جگر روزگار میریزد عزت و اقتدار میریزد رنگ و روی بهار میریزد همه جا پا به پای زینب رفت جلوهی نور پنج تن بوده گاه زهرا گهی حسن بوده اسدالله بت شکن بوده شاهد غارت بدن بوده همه جا پا به پای زینب رفت آنقدر گریه کرده پیر شده بی حسین از زمانه سیر شده غصهاش غصهی حصیر شده با چه وضعیتی اسیر شده همه جا پا به پای زینب رفت گر چه با ناقههای عریان رفت به هواداری سلیمان رفت جنگ خطبه شد و به میدان رفت دو سه شب شهر کوفه زندان رفت همه جا پا به پای زینب رفت طالب جنت شدم، نه محض ناز و نعمتش آرزو دارم ببینم آب مینوشد حسین روضه با اشک و شور میگوید از درخت و تنور میگوید از مسیر عبور میگوید ماجرا را به زور میگوید همه جا پا به پای زینب رفت شامیان سد راه میکردند هتک حرمت به شاه میکردند به رقیه نگاه میکردند ای احترام واجب زینب دم غروب عریان شدی و جسم تو بی احترام شد