با زبان لعل لب خشک مدارا نکند
حسین طاهریپسندیدن31
بازدید8.1K
با زبان لعل لب خشک مدارا نکند جگر سوخته را آب مداوا نکند من دعا می کنم از سوز جگر تا هرگز مردی از مردم نامرد تمنّا نکند خواهشِ آب نمودم ز شما تیر آمد هیچ کس با گل نشکفته چنین تا نکند هرچه آمد به سرم دست به زانو نزدم جز خداوند به عمرم به کسی رو نزدم نانجیبان گل بیبرگ و برم را کشتند رو زدم آب بگیرم پسرم را کشتند