
کنار فضه صمیمانه کار میکردی به کار کردن خود افتخار میکردی چقدر خانه مرتب شد آن شب آخر اگر مریض نبودی چکار میکردی من بی وضو موی تورا شانه نکردم (بچهها پاشید مادر، جدا شده از بستر)۲ بعد سه ماه، باز میخوریم، دستپخت خوب مادر (بذار منم کمک کنم، خم نشو داخل تنور)۲ فدای مهر مادریت، کار نکش از پهلوت بزور راستی چرا، پای تنور مشغول روضه خوندنی نمیشناسم خولی کیه، مادر چرا زار میزنی (نهان ز من، ز چه رو روی نیل فام کنی)۲ ز چیست روز من تیر تر ز شام کنی (در بهشت کنی باز و زود میبندی)۳ چه میشوَد نگه نیمه را تمام کنی (به آن لبی که ز من خواهشی نکرد بخند)۲ بخند بر لب من خنده را حرام کنی (نماز نافله خواندی ولی قیام نداشت)۲ چرا به حرمت من این همه قیام کنی ای بی وفا زمونه مادرِ ما جوونه (نشد، تو کوچه دستشو بگیرم)۳ شدت ضربشو بگیرم