نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(فاطمه اسمش که میآمد زمان میایستاد)۲ (برگ بر روی درختان هر خزان میایستاد)۲ هر زمان از راه میآمد رسول الله هم (محترم میداشتش، از عمقِ جان میایستاد)۲ (در حیاطِ خانه بی روبند اگر پا میگذاشت)۲ شمس هم از شرم کنجِ آسمان میایستاد شان زهرا این که آقای جوانانِ بهشت روبهروی او به جای سایهبان میایستاد گر زیارتنامهی کوتاهِ او در آن نبود بی گمان قلبِ مفاتیح الجنان میایستاد وقتِ قامت بستنِ مردم موذن روی پاست وقتِ قامت بستنِ زهرا، اذان میایستاد (من نمیدانم چه شد اما روایت کردهاند)۲ (مادرِ ما این اواخر قد کمان میایستاد)۲ دست پایین آمد و افتاد زهرا بر زمین کاش در این لحظهی غمگین، جهان میایستاد **** (بیا ای شونهی خسته، ازین شونه غمو بردار)۲ (سه ماهه که علی مُرده، بیا تابوتمو بردار)۲ نگیر جارو رو با دستت، بزار خاکی باشه خونه (بشین از رو سرم خانوم، خاکای عالمو بردار)۲ چرا لج کرده این زخمت، که خون میریزه میسوزه تو حق داری که از پهلو، میگی که مرحمو بردار (سه ماهِ قبل دیدم که، مغیره از نفس افتاد به قنفذ با اشاره گفت، قلافِ محکمو بردار)۲ (تو برو بیا میزد فاطمه رو خیلی بیهوا میزد فاطمه رو علی حق داره بمیره به خدا یه غلام سیاه میزد فاطمه رو) (همه دنبالِ من بودن، عزیزم بد دهن بودن)۲ حسینو دیدی و گفتی، علی جون بچمو بردار سه ماهِ قبل تو کوچه، حسن میگفت با گریه بابا از چادرِ مادر، پای نامحرمو بردار **** بمیرم من که پرِت شکسته بود نالههای آخرت شکسته بود ترکهای پیکرت بهم میگفت که غرورِ پسرت شکسته بود پیشِ من ابالحسن گریه نکن پیشِ تو منو زدن، گریه نکن با نود زخمِ احد، دم نزدی حالا با یه زخمِ من گریه نکن آه کشتن مادر و بیحیاها با لگد وا کردن در و همه ریختن سرِ ناموسِ حیدر و آخ کشتن مادر و میخنده دومی دستِ بابامونو میبنده دومی سیلیهاش گوشواره رو کنده دومی میخِ در داغه و توی دستای مغیره شلاقه و واسه خودنمایی قنفذ مشتاقه و فضه زودتر بیا افتاده مادرمون زیرِ دست و پا هنوز یادمه عمر اومد و با چکمه رو چادر پا گذاشت هنوز یادمه، چطور سیلی زد، عجب دستای سنگینی داشت (کارِ تنت زیاد ولی وقتِ من کم است) (کاشکی راهِ نفست سرد نمیشد حال و روزت انقدر بد نمیشد)۲ بیحیا که در و انداخت رو تنت لااقل از روی در رد نمیشد خونه زندگیمونو نظر زدن به عزادارا با شادی سر زدن احتراممون پیش همه شکست اون روزی که با لگد به در زدن خونمون قبل هجوم یادش بخیر خوشی بود روزا تموم یادش بخیر در که میزدم خودت میومدی در و وا میکردی روم یادش بخیر نزدیکِ سحر شده، باید برم ولی یادت نمیره از خاطرم پایه قولی که بهت داده بودم جای تو برا حسین آب میبرم خدا مادرم را کجا میبرند گمانم برای شفا میبرند **** دخترم خوش اومدی جای تو در دنیا نبود بی حضور تو صفا در گلشنِ عقبا نبود دخترم آن شب که من دست علی دادم تو را جای پنج انگشتِ سیلی بر رخت پیدا نبود دختر وقتی به ماهِ روی تو سیلی زدند هر چه میگویم بگو، آیا علی آنجا نبود جانِ بابا بود اما دستهایش بسته بود هیچکس مثلِ منو مثلِ علی تنها نبود (هر کجا قنفذ مرا بیند کند بر من سلام این سلامش از هزاران زخم کاری بدتر است) (الهی بشکنه دستِ مغیره میون کوچهها بی مادرُم کرد)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد