نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

این اشک رهایت از دل خاک کند بالت بدهد راهی افلاک کند تو اشک غم حسین را پاک نکن بگذار که این اشک تو را پاک کند ****** نبود غیر حرامی، به هر طرف نگریست ولی خروش برآورد، یاری آیا نیست؟ مخاطبش چه کسی بود، روز عاشورا؟ به جز من و تو، خطاب حسین با چه کسیست؟ چه گفت با بشریت، در آن دیار غریب که قرنهای پیاپی، بشر شنید و گریست چه داند آن که به ذلت خوش است، کیست حسین؟ چه داند آن که خموشی گزید، زینب کیست؟ چه کس به غیر اباالفضل در جهان دانست یه وقت خون و خطر، معنیِ برادر چیست؟ دوام مَسند و نان است و نام همت ما در این زمانه خدا را چه کس حسینی زیست ستم ز هر که زند سر، نسب برد به یزید شرف اگر به جهان ماند، از حسین علیست (هرگز نگویمت که بیا دست من بگیر گویم گرفتهای ز عنایت رها مکن) گذشت کار ز کار و نداشت کار به کس در آن میانه فقط آب را صدا میزد صدای نالهی وی هی ضعیفتر میشد که پیک مرگ بر او از جنان سلامی زد برون حجره همه پایکوب و دست افشان درون حجره یکی بود و دست و پا میزد
هنوز نظری ثبت نشده