تصویر حاج جواد حیدری - این روزها اگر که دلم غرقِ ماتم است

این روزها اگر که دلم غرقِ ماتم است

[ حاج جواد حیدری ]
ای جانِ جهان، جهانِ جان ادرکنی
قیّوم زمین و آسمان ادرکنی
احیاگر صد دم مسیحا الغوث
یا حضرت صاحب الزّمان ادرکنی

*****

این روزها اگر که دلم غرقِ ماتم است
دلتنگ روزهای نخست محرّم است
چشمم هنوز خیره به اشعار پرچم است
باز این چه شورش است که در خلق عالم است؟

اشک آن‌قدَر که شاید و باید نداشتم
شرمنده‌ام برای غمش کم گذاشتم

*****

ای مهربان‌ نبی! که تو را زهر داده است؟
دستش شکسته باد که قلب تو را شکست

از آن دو زن نصیب تو جز شوکران نبود
آن جام زهر رشته‌ی اسلام را گسست

گفتی صحابه را قلم و کاغذ آورند
تا بعد تو دوباره نگردند بت‌پرست

می‌خواستی به فتنه نیفتند امّتت
تا دست بعد تو نگذارند روی دست

ناگه در آن سکوت صدایی بلند شد
اِنَّ الرَّجُل که گفت، دل فاطمه شکست

باب جسارت آن‌که به روی تو باز کرد
در کوچه راه را به روی دختر تو بست

زهرا کنار بستر تو زار می‌زند
شکر خدا که فاطمه بالا سر تو هست

قسمت نبود محسن او را بغل کنی
این صحنه در بهشت ولی دیدنی‌تر است

بر سینه‌ات حسینِ تو بود آخرین نفس
امّا به‌روی سینه‌ی او قاتلش نشست

*****

محترم بود قتلگاه امّا
چکمه پوشیده بود شمر لعین
قلم و لوح و کرسی و ملکوت
داد میزد به سینه‌اش منشین

شده مدهوش بازی‌اش موسیٰ
زخم سینه‌ست غبطه‌ی سینا
صاحب سفره‌های آماده
قُتلَ جائعاً و عطشانا

بین روضه دلیل آوردم
تا بگویم ز تیزی خنجر
بس‌که ذبح عظیم طول کشید
خنجر تیز کند شد آخر

کَرمش جلوه کرد در گودال
شمر را با نگاه پس میزد
دل او پیش زینب و خیمه‌ست
نگران بود و هی نفس میزد

لحظات اذان عصر شده
هیچ‌کس مثل او نماز نکرد
کشتن او مباح بود انگار
احدی نیز اعتراض نکرد

مسجد کربلا پُر از خون شد
چه مبارک طهارتی دارد
بی‌سر و بی‌عمامه بود حسین 
چه امام جماعتی دارد

بی‌حیایی به نیّت غارت
وارد انتهای صحنه شده
آبرودار عالم و آدم
تن نورانی‌اش برهنه شده

همه عالم عزا گرفته ولی
به زنی بی‌پناه می‌خندند
فضّه آمد کمک سوار شود
دور دستش طناب می‌بندند

زحمات نبی به بار نشست
رگه‌ی دین حق بریده شده
آفتاب بود و نوک سنان بود و
سایه‌ی خواهری که دیده شده

*****

چگونه سر ز خجالت برآورم برِ دوست؟!
که خدمتی به سزا برنیامد از دستم

*****

تا که چشمم باز شد دیدم که یارم رفته است
هستی‌ام، دار و ندار من، بهارم رفته است

*****

گمانم فضّه می‌داند که محسن را کجا بردی

*****

بین دیوار و درم، فضّه بیا
کشته گشته پسرم، فضّه بیا

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج جواد حیدری وداع با محرم و صفر(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه وداع با محرم و صفر(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های وداع با محرم و صفر(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج جواد حیدری

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد