نصب اپلیکیشن نوا
تصویر حاج جواد حیدری - روز خوشی دیگر ندیدم بین خانه

روز خوشی دیگر ندیدم بین خانه

[ حاج جواد حیدری ]
ای جان جهان، جهان جان ادرکنی
قیّوم زمین و آسمان ادرکنی 
احیاگر صد دم مسیحا الغوث
یا حضرت صاحب الزّمان ادرکنی
...
روز خوشی دیگر ندیدم بین خانه
وقتی که رفتی از کنار من شبانه

گفتی که روز آخر است و کار با من
گفتم ضرر دارد برایت کار خانه

آن روز موی زینبت را شانه کردی
آن دفعه هم از دست تو افتاد شانه

آن‌قدر غم دیدی از این مردم که آخر
حق داشتی دلگیر باشی از زمانه

تنها دلیل خلقت افلاک بودی
امّا چرا دشمن تو را زد بی‌بهانه؟!

هنگام غسل تو به خود آرام گفتم:
از تازیانه آه!، آه! از تازیانه

آن شب کنارت جان سپردم تا که دیدم
از پهلوی تو خون تازه شد روانه

بر دوش من تابوت بود آن لحظه‌ها یا
بار امانت بود بردم روی شانه

تا که نشان کفر غاصب‌ها بماند
بگذار قبر تو بماند بی نشانه

*****

سینه‌ی تنگم مجال آه ندارد
جان به هوای لب است و راه ندارد
...
تقسیم کار خانه به نفع علی نشد
وای از دلم که شستن زهرا به من رسید
...
داغ تو ویران‌گر صبر علی‌ست
خانه‌ی بی فاطمه قبر علی‌ست

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل